YeAh gUyZ!!!tHaT'S uS5 tIme
ترانه....::::::music is my life::::::....افسون
سلام ما یعنی افسون و ترانه با وجود اینکه خیلی از هم دوریم اولین نوشته ی وبلاگ رامینویسیم..خیلی خوشحالیم از اینکه به وب ما سر زدید... همونطور که از عنوان وبلاگ مشخصه ما از طرفداران این گروه هستیم..نمیدونیم تا حالا چیزی در باره ی پسر ها شنیدید یا نه..... همون طور که از اسمشون معلومه یه گروه موسیقی پنج نفره هستند .پسرهاپاپ می خونند و همه ی آهنگ هایی که بشه رقصید را می رقصند. وفکر می کنم که خیلی از کارها را هم خودشون انجام میدن. US5 علاوه بر ریتم ،نت ، صدا ، تنظیم صدا و هزار نکته ی ریز موسیقی (که شنیدن تک تک نت ها به تنهایی مستتون می کنه چه رسد به اینکه .....) و رقص از قیافه های جذاب خواستنی و اخلاق و حس شوخ طبعی هم بر خوردارند. وای . امیدوارم بتونید درکمون کنید. :وقتی من باهاشون آشنا شدم . Richieو Chris و Izzy و Jay و یه سیاه پوست اعضای گروه بودند. بین همه صدای سیاهه از همه بازتر بود. پسر ها پله های ترقی و شهرت را بالا میرفتند اما بعد تو یه روز زشت سیاهه احساس کرد که گروه هرچه داره از اون داره و استعدادهاش داره هدر می شه برا همینم گذاشت و رفت . من متن خداحافظیش را شنیدم گفته بود که نمیتونه با چهار نفر دیگه بسازه و میره تا استعداد های نداشتش را در دنیای واقعی محک بزنه ( نه اینکه US5 خیالی بود! ترانه: تو ادامه ی مطلب میتونید دو سه تا از عکسایی که با سیاهه گرفتن ببینید(همچی میگم سیاهه انگار حاجی فیروزه!!! افسون: حدود شبای قدر امسال بود ،چه شبایی!بیشتر از اینکه برای خودم گریه کنم برای US4گریه کردم. از اون روز به بعد من دیگه اسم سیاهه را بدون پسوند نیاوردم ( چون این اولین آپمونه نمی گم که چی صداش می کنم ) و جالبه که تا جایی که من خبر دارم دیگه هیچ جا ازش حرف نزدند ( من بعضی شبا hutelute که یه اخبار آلمانیه و مثل اخبار فرهنگی خودمون می مونه را گوش می دادم ولی هیچ خبری ازش نیست. ) و فقط وقتی اسمش برده می شه که از پسر ها راجع به اون می پرسن . خلاصه ....پسر ها که خیلی بیشتر از ما ناراحت بودند کسی را پیدا کردند که اولین عکس هاش واقعا ترسناک بود و من شب اولی که دیدمش کابوس دیدم!!! ترانه: "خوبه افسون کابوس دیده...من که همونشم ندیدم...چون اصلا خوابم نبرد که بخوام رویا ببینم یا کابوس!!!!" افسون: اما کم کم کمال همنشین در او اثر کرد و حالا تو عکس ها میشد چشمای سبز درشتش را دید Vincent پونزده سالشه و همه شک کردیم که چطور می تونه جای اون را پر کنه . اما با برنامه ی Dome 44 به همه ثابت شد که تجربه و استعدادش خیلی بیشتر از سنشه.( اگرچه توی Dome 44 تمام مدت دستاش می لرزید و خیلی نگران بود ) ترانه: "میدونید؟!...وقتی میبینم یه پسر که یک سالم از من کوچکتره الان کنار ۴ تا از شگفت انگیز ترین آدمای روز زمین در حال آواز خونده دوست دارم ساعت ۹ شب سر کوچمون به جای زباله ها واستم! افسون: Vincent را همه دوست دارن. Richie هر جا که لازم باشه با کمال میل معرفیش میکنه. Chris هر جا که بتونه دستش را روی شونه ی Vincent می ذاره. Vincent هم این طور که به نظر میرسه US5 را می شناخته و حالا خیلی خوب جا افتاده و با پسر ها دوست شده. من حدود یکسال ونیمه که می شناسمشون و حدود هشت ماهه که طرفدار سر سخت شدم . حتما می پرسید چه طوری این همه مدت (هفت ماه ) فقط می شناختمشون. قضیه از یه شب تاریک شروع میشه ( نه بعضی وقتا شبا روشنن!!!!!) ترانه: خوب افسون جون...بگو گوش کنیم افسون: من از ماورا طبیعه میترسیدم (هنوز هم میترسم ترانه: خوب خوبه میگن به عقلت مراجعه کن...حتما شب مزاحم مامانت اینا گشتیدی!!!نه؟!...حالا تعریف کن ببینم چی بود؟!؟!" افسون: پنج تا پسر بودند که به ترتیب می یومدند حرف می زدند و بعد از یه مدتی یه دختر خون آشام گازشون می گرفت. آخر داستان فهمیدیم که همش فیلم بوده و پسر ها یکدفعه همون خون آشام را می بینن و بعد تموم می شه . بر عکس همیشه من نه کانال را عوض کردم نه جلوی چشمام را گرفتم آنچنان شوکه شده بودم که ... تازه بعد یه ربع به خودم اومدم و فهمیدم که یه ( به قول معلمای ادبیات ) ترانه بوده . ترانه: حالا اسم ما شد به قول معلم ادبیاتتون دیگه؟!؟! افسون: وای که چقدر عجیب بود من آنچنان محو صورتاشون شده بودم که حتی نفهمیدم که دارن می خونن. خلاصه از او روز حدود 15 ماه میگذره و حالا خوب می دونم که اون ویدئو که ازشون دیدم را گروه US5 می خونن و اسم اون ترانه... ترانه: باز گفت ترانه!!!خوب بچه جون بگو آهنگ...موسیقی...آواز....!!! افسون: حالا....!اسم اون آواز هم just because of you بوده. حالا خوب می شناسمشون و اون قدر دوسشون دارم که بخاطرشون بیشتر درس بخونم (بلاخره باید یه جوری خانواده را راضی نگه داشت) . از تکه کلام هاشون استفاده کنم ، مثل اون ها لباس بپوشم ( تا حدی که بشه) و هزار کار دیگه که به خاطرشون انجام میدم . اگرچه همشون بی نظیرند ومن: Chris را به خاطرصورت وصف ناشدنیش Vincent را به خاطر چشماش Izzy را به خاطر یا حالیش و Jay را به خاطر صداش دوست دارم اما بین همه Richie یه چیز دیگه است . اگه لبخندش و چشماش را دیده باشید، اگه صداش را شنیده باشید ، اگه به جوک هاش خندیده باشید و اگه از تکه کلام هاش استفاده کرده باشید ، می تونید درکم کنید. وای ببخشید ما فروردینی ها خیلی توضیح دادن را دوست داریم و موقع توضیح دادن گذر زمان را نمی فهمیم . ترانه: برعکس ما آبانی ها اونقده مظلومیم که اگه دقت کرده باشید این وسط رو هم ۴ جمله بیشتر نرسیدم بگم!!!!حالا اگه اجازه بدن افسون خانوم جون ما هم یه خودی نشون بدهیم من ترانه ۱۶ سال دارم!!!...دختر خاله ی افسون جون هستم و از این بابت راضیم با این حال این وسط بین نقاط پراکنده ی ما یه نقطه ی مشترک هست به نام زیبای US5 که فکر میکنم توضیخا مربوط و راجع بهش خوندید .خلاصه....این وسط ییهو تصمیم بر این شد که یه وبلاگ بزنیم عسل!!!....و توش داد بزنیم که طرفدار کینیم!(ببخشید لهجه محلمونو گرفتم....!)کی هستیم!البته اینم بگم که اینجا یه اختلاف کوچولوی دیگه وجود داره...تاونم اینکه من از Chris خوشم میاد و افسون ازRichie سرتونو درد نیارم عزیزان...قصد ما دو تا براینه که طرفداران این گروه را دور هم جمع کنیم و برای این گروه موسیقی تلاشمونو روی هو بریزیم... زیادی حرف زدم شرمنده... فقط یه چیز دیگه هم که فکر میکنم بد نباشه اضافه کنم....اینه که من کدی رو گذاشته بودم برای جلو گیری از ناقلا بازی های شما عزیزان!!!همونی که دستتونو فشار میدید دریه آن با یه راست کلیک ناقابل زحمات ما رو کپی میکنید...اما افسون از من خواست این کدو بردارم چون خودشم این کارست...!...البته منم اینکاره هستم...!!!....برای همین گفتم کد راست کلیکو بردارم و این یه مزیت داره برای دوستانی که میخوان عکسایی که میذاریم رو داشته باشن!!..یه ضرر هم داره اینکه شاید اون عکس قشنگ قشنگاشونو نذاریم و اگر کسی درخواس کرد براش بفرستیم...چه طوره؟! شرمنده دیگه ما ژنتیکی یه نمه خبیث میزنیم وقتتونو نمیگیریم...اینم بگم که تا نظرای این بخش به ۱۰ تا نرسه مطلب بعدیو که قطعا برای خیلیا جالب خواهد بود نخواهیم نوشت...!خواهشا نظر یادتون نره... در ادامه ی مطلب یه چند تا سوربرایز خوشگل براتون گذاشتیم.....! توجه!از دست ندید که خیلی باحاله...خواهشا به ادامه یمطلب مراجعه کنید لطفا
)
)
!!
"![]()
) و هر چیز غیر طبیعی تلویزیون حسابی منو می ترسوند یه شب ( همون شب تاریکه) هی با کنترل تلویزیون بازی می کردم که یکدفعه دیدم یه کانال داره چند تا پسر را نشون میده که به یه خونه ی ترسناک میرن (خیلی ترسناک) . اگر چه عقلم می گفت: کانال را عوض کن. اما دلم نیومد . ![]()
ادامه مطلب

